احمد بن حسين بن على كاتب
61
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
ذكر امير على گرشاسب بن علاء الدوله كالنجار بعد از وفات سلطان ملكشاه سلجوقى چون سلطان در بغداد وفات يافت نعش او را به اصفهان آوردند و ميان پسران سلطان مخالفت و منازعت پيدا شد ، و سلطان را چهار پسر بود : اول سنجر و او سلطان خراسان بود و ماوراء النهر به سنجر « 1 » داده بود ، [ و دوم ] سلطان محمد و تركان خاتون مادرش در اصفهان بودند ، و سهام بركيارق بود و او در رى بود ، و چهارم سلطان محمود . و ميان ايشان به محاربه انجاميد و آخر بر سلطان محمد قرار گرفت ، و بعد از او بركيارق و بعد از او سلطان محمود . و امير على گرشاسب چون مخالفت ديد عراق بگذاشت و به خراسان پيش سلطان سنجر رفت . سلطان سنجر او را معزز گردانيد و همچنان پايهاى كه داشت بر او مسلّم داشت بلكه بر او بيفزود . امير معزّى شاعر بسيار قصيده به مدح امير على گرشاسب گفته و « باغ گرشاسبى » در اهرستان از استحداث اوست و به دو منسوب است . / 64 / و امير على را پسرى بود او را فرامرز نام كرد و كيفرامرز كه به ابرند آباد متصل است او ساخت و به دو منسوب است . و سلطان سنجر به عراق آمد و با سلطان محمود حرب كرد و او را بگرفت و آخر او را ببخشيد و دختر خود را مهملك « 2 » به زنى به وى داد و رى و همدان و قم و ساوه [ 77 ] به دو بخشيد . و على گرشاسب بن علاء الدوله وفات يافت و امير فرامرز قائممقام پدر شد و سلطان سنجر عمزادهء خود به دو داد و فرامرز را از او دو دختر آمد و در خدمت سلطان سنجر بودند . و علاء الدوله عطا خان كه در يزد بود بر در اصفهان به واسطهء منازعهء سلطان محمد و بركيارق كشته شد و نعش او را به يزد آوردند و در مدرسهء خودش دفن كردند .
--> ( 1 ) . مل : تسخير . ( 2 ) . م ، مل : مهلك ، ف : ملك .